به گزارش به نقل از ایسنا، رهبر شهید همواره بر لزوم توجه به رشد علمی در سیاستهای کلان و اجرایی و استفاده از نخبگان در مراکز مختلف علمی تاکید داشتند و فرموده بودند:«نخبگان باید همت را بلند کنند و برای خود نقشی ملی و تاریخی در حرکت ملت ایران به سوی اهداف والا در نظر بگیرند.»
رهبر شهید معظم انقلاب اسلامی با بیان اینکه کشور به یک خیزش علمی نیاز دارد و نخبگان جوان عامل اصلی تأمین این نیاز ملی هستند فرموده بودند:« اوّلاً شماها یک ثروتید برای کشور؛ مجموعه جوان، بخصوص جوان نخبه، واقعاً برای کشور یک ثروت است. درست است که مدال اهمّیّت دارد ــ خب این مدالها ارزش دارد و هر کدام از اینها مایهی افتخار است ــ امّا ارزش نخبه خیلی متفاوت با ارزش مدال است، ارزش نخبه خیلی بالاتر از این حرفها است.»
همچنین ایشان درحالیکه تاکید داشتند جوانها باید تلاش خودشان را افزایش دهند فرموده بودند: « استعداد خودشان را صرف ملّت خودشان بکنند؛ مهم این است. حالا ممکن است بعضیها مایل باشند در یک کشور دیگری زندگی بکنند، ولیکن باید بدانند که آنجا بیگانهاند، اینجا خانه شما است، اینجا خاک شما است، اینجا مال شما است، اینجا متعلّق به خود شما است، متعلّق به فرزندان شما و نسل شما است؛ جوان ایرانی به این نکات توجّه کند.»
در بین سخنان و دیدارهایی که رهبر شهید در بیش از ۴۰ سال رهبریشان و بیش از دهها دیدار با المپیادیها داشتند دیدار ۲۶ خرداد ۱۴۰۳ از بعد اهدای مدالهای المپیادیها به رهبر انقلاب قابل توجه و دیداری جالب بود. مدالآوران المپیادها، مدالهای خود را به رهبرشهید انقلاب اهدا کردند. حضرت آیتالله خامنهای با تشکر از این اقدام فرمودند: «مدالها را از شما فرزندانم قبول میکنم اما معتقدم باید نزد خودتان باشد؛ بنابراین مدالها را که مایه سرافرازی است به شما بازمیگردانم.»

امیدم به شماهاست
مهدی حاجی بیگی مدالآور برنز و طلای المپیاد کامپیوتر ایران در سالهای ۹۷ و ۹۸ و مدالآور نقره المپیاد آسیایی کامپیوتر ۲۰۱۹ که در این دیدار حضور داشت، خاطره آن روز را روایت کرد: چند سال یک بار بچهها تصمیم میگیرند مدالهایشان را اهدا کنند؛ نماینده شروع کرد به نظرسنجی که چه کسانی میخواهند مدالهایشان را اهدا کنند؟ اسامی اعلام و بعد از مشخص شدن آمار، نامهای به روابط عمومی که با بیت ارتباط داشت زده شد و بعد از مدت کوتاهی ارتباط گرفتند و در نهایت دیدار سال ۱۴۰۳ هماهنگ شد. برای خود ما خیلی عجیب بود که چطور این دیدار سریع هماهنگ شد؛ نه انتظار داشتیم جواب نامه بدهند و نه انتظار داشتیم زود هماهنگ شود!.
حاجی بیگی ادامه میدهد: بعد از هماهنگی رفتیم آنجا و یک سری متن آماده کرده بودیم تا هر کسی که فرصت پیدا کرد صحبت کند. در خصوص موضوعات مختلف حرف زدیم و من هم یکی از کسانی بودم که فرصت شد در حد شاید ۱۰ دقیقه در مورد فشار زیاد امتحانات نهایی صحبت کنم که اتفاقا آن سال اتفاق خوبی افتاد و بخشی از مشکلاتی که گفتیم حل شد.
مهدی با بیان اینکه در مورد افزودن فاکتورهای جدید ورود به دانشگاه صحبت کردم که خیلی برای حضرت آقا جالب بود میگوید: آقا چند سوال پرسیدند که ببینند موضع چیست و در کدام کشورها انجام شده؟ چه نتیجهای داشته؟ و بعد ارجاع دادند و گفتند که بیشتر مطالعه و نتیجه را اعلام کنیم.
حاجی بیگی از روز ورودش به بیت میگوید: به جز ما یک سری افراد دیگر وارد بیت میشدند که آنها را جدیتر میگشتند اما برای ما سخت نگرفتند؛ شنیدیم که سفارش کرده بودند. وارد اتاق شدیم، همه نشسته و منتظر بودیم که از درب پشتی با محافظ وارد شوند، اما حضرت آقا از همان ورودی که ما آمدیم، تنهایی وارد شدند و در نیم متری ما نشستند، صندلیشان چسبیده بود به بچه ها و این موضوع خیلی برای بچهها جالب بود.
در آن جمع صمیمی حضرت آقا چند جمله خطاب به المپیادیها گفتند که مهدی آنها را یادآوری میکند: «من امیدم به شماهاست ...» یادمه خیلی واکنشها جالب بود؛ اینکه گفتند: «شما توانایی این را دارید که یک محیط کاملا نامطلوب تحویل بگیرید و به محیط کاملا مطلوب تبدیل کنید، مسئولان خیلی باید به این ظرفیت شما توجه کنند».
حاجیبیگی هم جزو کسانی بوده که هدیه انگشتر رهبری را دریافت کرده و در این خصوص نیز میگوید: در آن دیدار چیزی درخواست نکردم اما چند نفر از بچهها درخواست کردند. حضرت آقا گفتند که مگر من چند انگشتر دارم که همه درخواست انگشتر دارید، اما نگران نباشید. کمتر از یه هفته بعد تماس گرفتند که آقا گفتهاند این بچهها انگشتر نگرفتند، انگشتر برای همه آماده است، خودشان دعا خوانده و گفته بودند بیایند تحویل بگیرند که ما رفتیم و به ما انگشتر و قرآن دادند و حتی یک کانال ارتباطی معرفی و گفتند هر کار و مشکلی که دارید ارتباط بگیرید.
وی با تاکید بر اینکه من وقتی این انگشتر را دستم میکنم احساس مسئولیت بیشتری دارم و هر وقت آن را میبینم با خودم میگویم حضرت آقا در چه شرایطهایی برای ما وقت گذاشتند میگوید: حتی در اولین صحبت بعد از جنگ ۱۲ روزه که همه منتظر اخبار جنگ بودند، به نتایج المپیادیها اشاره کردند که المپیادیها افتخارآفرینی کرده و جواب محکمی به دنیا دادند؛ همه اینها حس مسئولیت ما را بیشتر میکند.

المپیادیها را رها نکنید
سید رضا حسینی رییس باشگاه دانشپژوهان جوان و مدالآور برنز المپیاد کشوری سال ۱۳۹۰ رشته ریاضی استان مازندران نیز به سخن رهبری و ۲۳ انگشتری که از دفتر ایشان به المپیادیها اهدا شد، اشاره کرد و گفت: فکر میکنم حدود ده دیدار با رهبر شهید داشتیم که برخی عمومی و برخی خصوصی بود. هر سال آنهایی که مایل بودند فرمی پر میکردند و با توجه به ظرفیتی که وجود داشت دعوت میشدند. سال ۱۴۰۳ درخواست دادیم که مدال آوران المپیادهای علمی با حضرت آقا دیدار داشته باشند و در نهایت نیز نماز خدمت حضرت آقا خواندیم و نکات و مواردی را بیان کردند. چند مکاتبه با حضرت آقا حول موضوعات مختلف داشتم که در المپیادهای علمی چه اتفاقاتی افتاده و چه چالشهایی وجود دارد؟ با توجه به شناخت و دیداری که از قبل با ایشان داشتم، میدانستم فضای ایشان نسبت به نخبگان متفاوت است. خارج از پروتکلهای رسمی، مستقیم به خود ایشان نامه میزدیم و خیلی حمایت میکردند.
حسینی از خاطره ۲۳ انگشتر اهدایی رهبرشهید به المپیادیها گفت و اظهار کرد: آذر سال ۱۴۰۳ از دفتر ایشان تماس گرفتند و گفتند که حضرت آقا فرمودند بابت اتفاقات خوبی که در باشگاه افتاده ۲۳ انگشتر متبرک به باشگاه ارسال میکنند تا به مدالآوران المپیادی داده شود. بار دیگر نامهای خدمت ایشان فرستادم بابت المپیاد ترکیبیات که گفتیم در حوزه بین الملل چقدر فعال هستیم، ایشان اینقدر خوشحال شدند که به یکی از معاونان گفتند با ما صحبت کنند و یک نماز خدمتشان برویم تا صحبت کنیم.
رئیس باشگاه دانشپژوهان به دیدار روز معلم رهبر شهید نیز اشاره کرد که در حاشیه آن روز توانسته بود رو در رو با رهبری صحبت کند: محافظان و تیم تشریفات تلاش میکردند تشریفات همیشگی را رعایت کنند، حضرت آقا که آمدند حالت تشریفات کاملا از بین رفت، دور هم ایستادیم و حدود ۴ یا ۵ دقیقه صحبت کردیم. گفتیم در فضای بین الملل چقدر فعال هستیم که ایشان خیلی خوشحال شدند. یادم هست به ایشان گفتیم نخبگان ما در آموزش بیش از ۲۰ کشور موثرند و برای آموزش میروند، ایشان پرسیدند که کشورها درخواست میدهند که بچهها بروند و از آنها دعوت میکنند یا بچهها خودشان میروند که گفتیم کشورها رسماً دعوت میکنند؛ ایشان خیلی خوشحال شدند و گفتیم در باشگاه تلاش میکنیم موقعیت هایی ایجاد کنیم تا نخبه بیاید، بنشیند، یاد بگیرد و رشد کند که ایشان گفتند اصل کاری که شما باید انجام دهید همین است، که خیلی برای من با ارزش بود.
حسینی ادامه میدهد: در آن جلسه چند خواسته از مقام معظم رهبری داشتیم مثلا یک دیدار اختصاصی بین کادر باشگاه دانش پژوهان جوان با ایشان که خیلی استقبال کردند و همانجا صحبت کردند که این دیدار انجام شود و داشتیم روز دیدار را تعیین میکردیم که جنگ ۱۲ روزه پیش آمد و یکی از حسرتها این بود که آخرین دیداری که قول گرفته بودیم، نشد و البته بعدا حضرت آقا خودشان در مهرماه آیین تجلیل از مدال آوران المپیادهای علمی و ورزشی را برگزار کردند.
وی در ادامه به صحبتهای رهبرشهید در دیدار مهرماه ۱۴۰۴ المپیادیها اشاره کرد: «اصرار بنده این است؛ به مسئولین اصرار میکنم این جوانها را رها نکنید. اکتفا نکنند به آنچه تاکنون به دست آوردهاند؛ پیش بروند. این ستاره اگر پیش برود، ده سال دیگر «خورشید» است. کارهای بزرگ میشود انجام داد.»
خاطره عکس یادگاری با آقا
آیدین نظیریفرد دیگر دارنده مدال نقره جهانی زیست شناسی سال ۲۰۲۳ از خاطره دو دیدارش در سال ۱۴۰۴ با رهبر انقلاب میگوید: دیدار اول روز معلم و با فرهنگیان بود که علاوه بر دیدار عمومی یک دیدار خصوصی در حد چند دقیقه صحبت موقع حرکت و خروج از حسینیه داخل حیاط با ایشان داشتیم. دیدار دوم نیز همان سال با مدال آوران جهانی ورزشی و علمی بود.
وی میگوید: سال ۱۴۰۳ خیلی غیرمنتظره از بیت حضرت آقا خبر دادند که هدیهای برای جمع فعال باشگاه از طرف رهبری در نظر گرفتهشده، بیش از ۲۰ انگشتر متبرک فرستادند، هر بار انگشتر را دستم میکنم حس مسئولیت به من دست میدهد. دیدارها هم به واسطه ظرفیتی که برای باشگاه در نظر گرفته میشد، صورت میگرفت. محافظان آقا گفتند وقتی حضرت آقا از حسینیه بیرون میآیند، با ایشان میتوانید صحبت کنید؛ از این مسیر رد میشوند و عکس گرفته میشود . با خودمان فکر کردیم که چه بگوییم، چطور بایستیم. پیام پیشرفتهای باشگاه و تلاشهای رو به رشد به ایشان را چگونه برسانیم؟ که این اتفاق افتاد و ما حرفهایمان را زدیم که خیلی خوشحال شدند؛ با جمع ما عکس گرفتند و جو خیلی گرم بود.

سحر فتاحیفر مدال آور المپیاد کامپیوتر سال ۱۴۰۳ نیز گریزی کوتاه به دیدار رهبری با نخبگان در سال ۱۴۰۳ زده و میگوید: بازه انجام مراسم را به یاد دارم چون با شهادت سید حسن نصرالله تداخل داشت، روز قبل از دیدار با رهبری این شهادت رخ داده بود و همه فکر میکردیم مراسم کنسل شود. شب قبل از برگزاری مراسم از بنیاد نخبگان زنگ زدند و گفتند دیدار کنسل نشده است. ورود رهبر خیلی ناگهانی بود و نگفتند ایشان وارد میشود. یک مرتبه دیدم همه بلند شدند و من داشتم با کنار دستیام صحبت میکردم. کاغذهایی به ما دادند و گفتند نامه یا مسئلهای که وجود دارد بنویسید تا رسیدگی شود؛ آن زمان دغدغه امتحانات نهایی را داشتیم و همه این موضوع را نوشتیم. البته یکی از بچههای باشگاه دانشپژوهان به عنوان نماینده، سخنرانی کردند و مسئله را مطرح کرد. همان جا نماز خواندیم و نهار خوردیم. طبقه بالای بیت سفره انداخته بودند که خیلی ساده بود.
انتهای پیام//
نظر شما